سلام، من عباس هستم اهل" کن " از مناطق خوش آب و هوای تهران (چند ماهي ميشه كه به قم هجرت كردم و الآن ساكن قم هستم)، تحصیلاتم در رشته گرافیک بوده اما عکس و عکاسی رو خیلی دوست دارم. عکسهای زیادی هم گرفتم ، و از اونجایی که من با دیدن یه عکس لذت می برم و قلب و ذهنم با اون عکس همراه میشه ، تصمیم گرفتم در حد امکان مقداری از عکس هامو تو این وبلاگ بزارم تا اونایی که احساسشون نسبت به عکس مثل منه ، ببینن و لذت ببرن. البته انتقادات و پیشنهادات عزیزان را با نهایت سپاس پذیرا هستم و به جان خریده و به منت بر دیده می نهم .
سلام من همیشه سعی کردم تو وبلاگ حرفا رو به عکسا بسپرم و با لنز دوربینم صحبت کنم اما یه وقتایی دیگه نمی تونم که خوب دلیلش هم معلومه (زبون عکاسیم ضعیفه) ، واسه همین از چونم کمک میگیرم. شرمنده
چند شب پیش تو اتوبان بنزین تموم کردم و موندم ، زنگ زدم خواهرزادم واسم آورد اما یه نیم ساعتی معطل شدم . که البته بیکار نموندم یه سری عکس گرفتم که مقدمه و تمرینی شد واسه این عکسا که میبینید.
وقتی می خواستم واسشون عنوان بزارم یه دفعه ای رفتم تو فکر که من این صحنه هارو تقریباً هر شب میبینم اما هیچوقت زیبایی هاشو لمس نکرده بودم بیشتر که فکر کردم دیدم خیلی چیزا اطرافمون هست که خوب نگاشون نمی کنیم و در نتیجه زیبایی هاشونم نمی بینیم . واقعاً حیفه تو این زندگی کوتاه و پراز استرس و دغدغه و گرفتاری آدم لذت دیدن و استفاده کردن از اینهمه زیبایی که همین نزدیکی ماست خودشو محروم کنه .
واسه اینکار فقط کافیه یه جور دیگه نگاه کنیم.
... همین
|+| نوشته شده توسط
عباس عکاس در دوشنبه 13 آبان1387
|